X
تبلیغات
جبهه و جنگ - شعر شهدا
شعر شهدا دوشنبه شانزدهم مهر 1386 1:48 بعد از ظهر
اسكندر ختلاني

 

مادر!
تو بر مزار شهيد عزيز خويش
يك كاسه آب يخ
يك دسته گل بيار
زيرا كه من هنوز در اين خوابگاه خويش
لب تشنه حياتم 
دل تشنه وطن
زيرا مني كه رفته به اين خواب جاودان
دلداده بهار و گل و سرو و لاله‏ام 
من بيست ساله‏ام 
مادر! 
تو از براي خدا گريه سرمده
ديگر بجاي آه و فغان و غم و الم
با من بده بشارتي از مام ميهنم
مادر! 
بگو، بگو كه چه شد كارزار ما؟
پيروزي آمده؟
صلح است برقرار؟
سرباز اگر كم است بگو، 
مادر عزيز!
اينجا هزار مرد دگر هست مثل من
ما را نمانده طاقت خفتن ميان خاك
گر كارهاي بد است بگو، مادر عزيز!
خيزيم هر يكي
از گور خويشتن
ـ «يا مرگ»!
«يا وطن»!
...................................................

شعر زير را يكي از خواهرها در يك مراسم يادبود شهيد مهدي ادوارودو آنيلي قرائت كرده است.

بـــــه اســم صاف الله، اينم يــه حرف تازه 
 ايــنم ازين زمــــونه، يـــه قسمـــت و فرازِ

بـــازم نهيب فردا، به نامــرديِ دنيا
بازم نشونه‌اي تا، بريم ســــــراغِ فــــــــردا

بازم يــه روح آزاد ميـــونِ گــــــودِ جنگه
مدّعيا! كجاييد؟ اين قصرمون قشنگه

آي مؤمنايِ امروز، هنر به اين چيزا نيست
كه بينِ موجِ شيعه، نمره‌هامون بشه بيست

تـــــــو سرزمـينِ كُفرَم، يارِ حسيني داريــم
تو جمع تاريكِ وَهم، ما نورِ عيني داريم

وقتـــي غمــــت مي‌گيره ميونِ جمعِ بي‌درد
وقتي كه ديگه دنيا، براي ميشه پوچ و سرد

ميـــون خــــود پـــرستا كنـــار بت پرستا
كنـــارِ ‌خــنده‌هايِ عربده جويِ مَستا

اونجا كه كلِ‌عالم، طرد مي‌كنه تورو، طـرد
مي‌ري تو اوجِ سجده، اينو ميگن هنرمند

اون كسي كه مي‌گذَره، از تموم جـهــانـــش
اون كه كنارش زدن هم زمون و زمانش

اون كه فقط خدارو مي‌بينه و مي‌شنــــاسه
آي جووناي خوش تيپ! اونه كه باكلاسه

هــــي بـــــزنين بالاتر، آستينارو همينه
تـــو كشورِ مسلمون، شيعه‌گري به اينه!

به اينه كه بــــــدوزيم چشممونُ به عــــالم
بــه اينه كه نباشه هيچي تو زندگيت كم!

يكي ميون مال و خدا، خدارو مي‌خـــــواد
يـــكي بدونِ زنجير، دنبال شيطون مي‌ياد

يـــكي تــــو شهـــرِ دينم دينُ نداره باور
يـــــكي تازه مسلمون مونده بدون، ياور

اينه تمومِ قصه ايـــن وضــــع و حالمونه
ايــــن وضـــــعِ اين دلايِ كوير و كالمونه

نفسِ خرابتونُ با اين چيزا پوشونـــديـــن
با شيكيِ تـــمدن، با هرزگي . . . نموندين

تمدني كه كردين همه رو به اون ســـفارش
فراموشن صاحباش. حالا برين سراغش. . .

...............................................

داغ دل لاله

 امروز برای شهدا وقت نداریم

  ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

 ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

 چون فرد مهمی شده نفس دغل ما

 اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم

 در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

 بهر سفر کرببلا وقت نداریم

 تقویم گرفتاری ما پر شده از زر

 ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم

 هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم

 خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

نوشته شده توسط سجاد بهرامی پور  | لینک ثابت |